تبليغاتX
گل همیشه نازم

گل همیشه نازم

عشق شیشه ای

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 8:58  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 8:53  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 8:51  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 10:42  توسط امین  | 

اینم آهنگ با هال


 

 1 - مي دونم بر نمي  گردي

مي دونم بر نمي گردي

 2 - نفرين

نفرين

 3 - يكي بود يكي نبود

يكي بود يكي نبود

 4 - لحظه آخر

لحظه آخر

 5 - تك ستاره

تك ستاره

 6 - تنها ترين تنها

تنها ترين تنها

 7 - قلب تو درياست

قلب تو درياست

 8 - وقتي كه دلت مي گيره

وقتي كه دلت مي گيره

 9 - تو عاشقي پيچوندمت

تو عاشقي پيچوندمت

 10 - نت

نت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 10:53  توسط امین  | 

عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و پارو زنان سوي تو فرستادم وقتي به ساحل نگاه تو رسيد تو چشمانت را بستي و قايقم غرق شد
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 9:59  توسط امین  | 

عصري است غريب و آسمان دلگير است... افسوس براي دل سپردن دير است ... هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت...عيب از من و توست ، عـشــــــــــــق بـــي تقصيــــــــــــــــر است
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 9:26  توسط امین  | 

): ب.ظ): نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم..♥.. چون دنيا يه روز تموم ميشه. .♥.. نميخوام بگم که مثل گلي. .♥.. چون گل هم يه روز پژمرده ميشه. ♥.. نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس. ♥.. چون شب هم بالاخره تموم ميشه.. ♥. نميخوام بگم که مثلاب پاک و زلالي. ♥.. چون اب که هميشه پاک نميمونه
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 9:24  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 10:53  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 10:40  توسط امین  | 

دستهای مهربانت نیست تا اشکهایم را پاک کند

صورت مرا نوازش کند

آغوش گرمت نیست تا در آن جای بگیرم

مرا ببوسی بگویی دوستت دارم

چشم های زیبایت نیست تا به من نگاه کند

ستاره ها رو به یاد من بیاورد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 8:58  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 10:23  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 12:36  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 12:36  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 12:36  توسط امین  | 



دوست دارم تا اخرين باقيمانده ی جانم تو را عاشق كنم

زندگی من در زلالی چشمان تو خلاصه شده
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 12:34  توسط امین  | 

دوست دارم اگه یک روزی میای مردونه بیای...مردونه و بگی دوستت
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 10:15  توسط امین  | 

وقتي در تنهايي خودم قدم ميزنم: خاطرات با تو بودن ارمشم را بر هم ميزند . چه پريشاني لذت بخشي است: دلتنگ تو بودن.....د دلم براي شنيدن صدايت تنگ شده. براي ديدنت..... ديشب در خواب منتظر امدنت بودم اما درخوابم هم نيامدي و درد انتظار را در خواب هوقتي در تنهايي خودم قدم ميزنم: خاطرات با تو بودن ارمشم را بر هم ميزند . چه پريشاني لذت بخشي است: دلتنگ تو بودن.....د دلم براي شنيدن صدايت تنگ شده. براي ديدنت..... ديشب در خواب منتظر امدنت بودم اما درخوابم هم نيامدي و درد انتظار را در خواب هم هس کردم م هس کردم
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 16:8  توسط امین  | 

یادمان باشد اگرخاطرمان تنهاشد

  طلب عشق زهربی سروپایی نکنیم

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 8:43  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 10:48  توسط امین  | 

همیشه

غروب دریا برام

یه دلتنگی خاص داشته

درعین زیبایی وقتی خورشید

آخرین پرتوهای عاشقش رو روی تن

گرم دریا رها میکنه و آسمون که آبی بی

انتهاش رو چه بی ادعا پیشکش دریا کرده و دریا

که با همه اینها عاشقانه ساحل رو می پرسته و چه بی

غرور خودش رو در آغوش ساحل میندازه .همیشه وقتی به دریا

نگاه می کنم، مطمئن هستم که اونقدر مهربون  هست که بشه کنارش

ایستاد و از زیبایی و شکیبایی و شعری که درش هست لذت برد.میدونی اگه دل

به دریا بدی آسمون دلت آبی میشه و اون وقت آبی آسمون پیش چشمات تبدیل به 

بیکرانی میشه که بالهات رو به پرواز تشویق می کنه و این آغازی میشه تا اهل

آسمون بشی و زمین بشه خونه دوم تو.دل به دریا که بدی هوای دلت بوی

بارون میگیره اون وقت همیشه حس ناب باریدن در تو تازه است هر

وقت دلم از همه کس و همه جا می گیره وقتی دیگه حتی از

خودم هم خسته هستم میرم به خلوت دریا و ساحلش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 16:13  توسط امین  | 

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 16:40  توسط امین  | 

هنوز معنای باران را نفهمیدم که بر آسمان دلم باریدی.

هنوز معنای محبت را نمی دانستم که تو خود را در کنج دلم جا دادی.

نمی دانم تو را به چه چیز صفت دهم.

با کدام گل سرخ جواب محبتهای تو را کنم.

هنوز معنای عشق را نمی دانستم که تو با عشق ورزیدن به من عشق را نشان دادی



+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 16:39  توسط امین  | 

هوای گريه با من

گر از قفس گريزم 

کجا روم ، کجا ، من ؟               1

کجا روم ،که آهی                                                                                        

به گلشنی ندانم

که ديده بر گشودم

به کنج تنگنا ، من

نه بسته ام به کس دل

نه بسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج

رها ، رها ، رها من

زمن هر آن که او دور

چو دل به سينه نزديک

به من هر آنکه نزديک

ازو جدا،جدا من !

نه چشم دل به سويی

نه باده در سبويی

که تر کنم گلويی

به ياد آشنا ، من

ز بودنم چه افزود ؟

نبودم چه کاهد ؟

که گويدم  به پاسخ

که زنده ام چرا من؟

 ستاره ها نهفتم

در آسمان ابری –

دلم گرفته ای دوست

هوای گريه با من ....  .

                                    

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 9:44  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 8:12  توسط امین  | 

هر کس به طر یقی دل ما می شکند

     بیگانه جدا دوست جدا می شکند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 15:58  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 9:39  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 16:9  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 10:0  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 9:59  توسط امین  |