

عشق شیشه ای
|
1 - مي دونم بر نمي گردي |
|
|
2 - نفرين |
|
|
3 - يكي بود يكي نبود |
|
|
4 - لحظه آخر |
|
|
5 - تك ستاره |
|
|
6 - تنها ترين تنها |
|
|
7 - قلب تو درياست |
|
|
8 - وقتي كه دلت مي گيره |
|
|
9 - تو عاشقي پيچوندمت |
|
|
10 - نت |
دستهای مهربانت نیست تا اشکهایم را پاک کند
صورت مرا نوازش کند
آغوش گرمت نیست تا در آن جای بگیرم
مرا ببوسی بگویی دوستت دارم
چشم های زیبایت نیست تا به من نگاه کند
ستاره ها رو به یاد من بیاورد ...


طلب عشق زهربی سروپایی نکنیم
همیشه
غروب دریا برام
یه دلتنگی خاص داشته
درعین زیبایی وقتی خورشید
آخرین پرتوهای عاشقش رو روی تن
گرم دریا رها میکنه و آسمون که آبی بی
انتهاش رو چه بی ادعا پیشکش دریا کرده و دریا
که با همه اینها عاشقانه ساحل رو می پرسته و چه بی
غرور خودش رو در آغوش ساحل میندازه .همیشه وقتی به دریا
نگاه می کنم، مطمئن هستم که اونقدر مهربون هست که بشه کنارش
ایستاد و از زیبایی و شکیبایی و شعری که درش هست لذت برد.میدونی اگه دل
به دریا بدی آسمون دلت آبی میشه و اون وقت آبی آسمون پیش چشمات تبدیل به
بیکرانی میشه که بالهات رو به پرواز تشویق می کنه و این آغازی میشه تا اهل
آسمون بشی و زمین بشه خونه دوم تو.دل به دریا که بدی هوای دلت بوی
بارون میگیره اون وقت همیشه حس ناب باریدن در تو تازه است هر
وقت دلم از همه کس و همه جا می گیره وقتی دیگه حتی از
خودم هم خسته هستم میرم به خلوت دریا و ساحلش

هنوز معنای باران را نفهمیدم که بر آسمان دلم باریدی.
هنوز معنای محبت را نمی دانستم که تو خود را در کنج دلم جا دادی.
نمی دانم تو را به چه چیز صفت دهم.
با کدام گل سرخ جواب محبتهای تو را کنم.
هنوز معنای عشق را نمی دانستم که تو با عشق ورزیدن به من عشق را نشان دادی

هوای گريه با من
گر از قفس گريزم
کجا روم ، کجا ، من ؟ 
کجا روم ،که آهی
به گلشنی ندانم
که ديده بر گشودم
به کنج تنگنا ، من
نه بسته ام به کس دل
نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها ، رها ، رها من
زمن هر آن که او دور
چو دل به سينه نزديک
به من هر آنکه نزديک
ازو جدا،جدا من !
نه چشم دل به سويی
نه باده در سبويی
که تر کنم گلويی
به ياد آشنا ، من
ز بودنم چه افزود ؟
نبودم چه کاهد ؟
که گويدم به پاسخ
که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم
در آسمان ابری –
دلم گرفته ای دوست
هوای گريه با من .... .